گلچين سخنان نوراني امام حسين(عليه السلام)
جِهادُ الرَّجُلِ نفسه عن معاصي اللهِ وهو مِن أعظم الجهادِ (تحف العقول، ص 175).
مبارزه با هواهاي نفساني لازم است، تا آنكه مايل به معصيت خدا نشود و اين مبارزه از مهمترين مجاهدتهاست.
2. مرگ با سعادت
إني لا أري الموت إلاّ سعادةً ولا الحياةَ مع الظالمين إلا برماً (تحفالعقول، ص 276).
به تحقيق من نميبينم مرگ را مگر سعادت و نميبينم زندگي در كنار ستمگران را مگرعار و ننگ
3. دينداري و امتحان
النّاس عبيد الدّنيا والدّين لعبٌ علي السنتهم يحوطونه ما دارت به معايشهم فإذا محصوا بالبلاء قلّ الدّيّانون (محجة البيضاء، ج 4، ص 328).
مردم بنده دنيا هستند و مذهب بازيچه زبانشان شده است و براي امرار معاش خود دين را پذيرفتهاند، پس اگر بلائي (خطر مقام، جان، مال، فرزند، ...) به ايشان برسد، دينداران واقعي كمياب ميگردند.
4. اشتباه مؤمن و اشتباه منافق
إنّ المؤمنَ لايُسيءُ ولا يعتذر، والمنافِقُ كل يوم يُسيءُ ويعتذر (تحف العقول، ص 179).
همانا مؤمن نه كار زشت انجام ميدهد و نه عذرخواهي مينمايد، ولي منافق هر روز اشتباه و كار زشت انجام ميدهد و هميشه هم عذرخواهي ميكند.
5. بخل در سلام
البَخيلُ مَن بخل بالسّلام (تحف العقول، ص 179).
بخيل آن كسي است كه از سلام كردن به ديگران بخل ورزد.
6. عظمت قرآن
القرآن ظاهره أنيقٌ، وباطنه عَميقٌ (بلاغة الحسين(ع)، ص 305)
قرآن ظاهرش بسيار زيبا و باطن و درونش بسيار عميق ميباشد.
7. بهترين مال
خَيرُ المالِ ما وَقي بِهِ العِرْضَ (بلاغة الحسين، ص 227).
بهترين مال و ثروت آن است كه ناموس و آبروي انسان را مصون و محفوظ دارد.
8. سرگرمي به دنيا
عباد اللهِ لاتشتغلوا بالدُّنيا، فإنّ القبر بيتُ العمل، فاعملوا ولاتغفلوا (الشهاده، ص 47).
اي بندگان خدا خود را مشغول و سرگرم دنيا نكنيد كه همانا قبر خانهاي است كه عمل (صالح) ميخواهد، پس عمل و فعاليتي كنيد (كه در قبر مفيد و نجات بخش باشد) و از آن غافل نشويد
9. حق عبادت
مَن عَبدالله حَقَّ عِبادتِهِ اتاهُ الله فوق أمانيهِ وكفايتهِ (بلاغة الحسين، ص 256).
كسي كه خدا را روي حقيقت عبادت نمايد، خداوند بيش از آنچه آرزو داشته و بيش از حد كفايتش به او عطا خواهد نمود.
10. صحبت درباره مؤمن
لاتَقُولن في أخيكَ المُؤمن إذا تواري عنك إلاّ مِثلَ ما تُحب أن يقولَ فيكَ إذا تواريتَ عَنهُ (بحارالانوار، ج 75، ص 262)
زماني كه برادر مؤمنت غائب است، درباره او سخني مگو مگر آنكه همان سخن را درباره خودت دوست داشته باشي.
11. پرهيز از ظلم به مظلوم
إياكَ وظُلمَ مَن لايَجِد عليك ناصراً إلاّ اللهَ (وسائل الشيعه، ج 11،ص39).
مواظب باش از ظلم و آزار كسي كه ناصر و ياوري غير از خدا ندارد.
12. دواي گناهان
لكل داءٍ دواءٌ ودواءُ الذُنوب الاستغفار (وسائل الشيعه، ج 11، ص 354).
براي بهبودي هر دردي دوائي است و براي جبران گناهان طلب مغفرت ميباشد.
13. آثار معصيت اللهي
من حاول أمرا بمعصية الله كان أفوت لما يرجو واسرع لمجييء مايحذر (وسائل الشيعه، ج 11، ص421).
هر كس كاري را از روي معصيت و مخالفت خداوند انجام دهد، آنچه را آرزو دارد از دست ميدهد و از آنچه ميترسد برايش پيش ميآيد.
14. قرائت آيهاي از قرآن در نماز
من قَرءَ آية من كتاب الله عزوجل في صلاته قائماً يكتب له بكل حرف مأة حسنة (اصول كافي، ج 2، ص 611).
كسي كه آيهاي از قرآن را در نماز بخواند، نوشته ميشود برايش در مقابل هر حرفي صد حسنه.
15. ثواب گوش دادن به قرآن
... واستمع القرآن كتب الله له بكلّ حرفٍ حسنةٌ:
و هر كس گوش به قرآن دهد خداوند در مقابل هر حرفي كه شنيده است يك حسنه برايش ثبت ميكند (اصول کافي،ج2،ص611).
16. مخلوقات بدون پدر و مادر
وسبعةُ اشياء لم تُخلق في رحم فأولها آدم ثمّ حوّاءُ والغَرابُ وكبشُ إبراهيم(ع) وناقةُ الله وعصا موسي(ع) والطير الذي خلقه عيسي بن مريم(ع) (تحف العقول، ص 174)
امام حسين(ع) ضمن جواب به سئوالهاي پادشاه روم فرمود:
واما هفت موجودي كه بدون خلقت در رحم مادر آفريده شدند حضرت آدم، حوّا، كلاغ، قوچ حضرت ابراهيم و ناقه حضرت صالح و عصاي حضرت موسي و پرندهاي كه عيسي بن مريم آن را درست كرد.
17. ترس از خدا و شدائد آخرت
لا يَأمَنُ مِن يوم القيامةِ إلاّ مَن قَدْ خافَ اللهَ فِي الدُّنيا (بــلاغــة الحسين، ص 285).
كسي از اهوال و شدائد قيامت در أمان نميباشد مگر آنكه در دنيا ترس از خدا داشته باشد
18. مرگ با عزت
مَوت في عزّ خيرٌ من حياة في ذلّ (بلاغة الحسين، ص 282).
مرگ با عزت بهتر از زندگي ننگين است
19. غيبت لقمه سگهاي جهنم
ياهذا كفّ عن الغيبة فإنها أدام كلاب النّار:
امام حسين(ع) به شخصي كه غيبت ديگري را ميكرد فرمود (تحف العقول، 177).
خود را از غيبت باز دار، و همانا آن لقمه سگهاي آتش جهنم است.
20. اقسام عبادت
إنّ قوما عبدوا الله رغبة فتلك عبادة التّجار، و إن قوما عبدوا الله رهبة فتلك عبادة العبيد، وإن قوما عبدوا الله شكرا فتلك عبادة الاحرار و هي افضل العبادة (تحفالعقول، ص 177).
به تحقيق عدهاي خدا را جهت طمع و آرزوي بهشت عبادت ميكنند كه يك نوع معامله و تجارت است، و عدّهاي هم از روي ترس عبادت ميكنند كه عبادت عبد و نوكر باشد و طايفهاي هم بعنوان شكر و سپاس عبادت ميكنند كه اين عبادت آزادگان ميباشد و بهترين نوع عبادت است
21. اظهار حاجت به مردم
لاترفع حاجتك إلاّ إلي أحد ثلاثة: إلي ذي دين، او مروّة، او حسبٍ (تحف العقول، ص 178).
نياز و حاجت خود را به كسي اظهار مكن مگر به يكي از سه نفر: يا ديندار، يا جوانمرد، يا با شرافت.
22. سبقت در آشتي
أيّما إثنين جري بينهما كلامٌ فطلب أحدهما رضي الاخر كان سابقه إلي الجنّة (محجة البيضاء، ج 4، ص 228).
چنانچه فيما بين دو نفر اختلافي پيدا شود و يكي از آن دو نفر از ديگري طلب رضايت نمايد، سبقت گيرنده اهل بهشت خواهد بود
23. عاقبت عمر سعد
أما أنّه يقرّ بعيني إنّك لا تأكلُ بُرّ العراقِ بعدي الاّ قليلاً (محجة البيضاء، ج 4، ص230).
امام حسين(ع) خصاب به عمر سعد فرمود:
در حقيقت ميبينم كه نميخوري از گندم عراق بعد از من، مگر مقدار كمي (يعني به آرزوي خود نميرسي (كه به حمدالله توسط مختار بدرك فرستاده شد)
24. حوائج مردم، نعمت اللهي
واعلموا أنّ حوائج النّاس إليكم من نعم الله عليكم، فلا تميلوا النّعم فتحوّل نقماً (الشهاده، ص 38).
بدانيد كه احتياج و مراجعه مردم به شما از نعمتهاي الهي است، پس مواظب باشيد كه نعمتها حيف و ميل نگردد و بيهوده تلف نشود كه مبدّل به نقمت و بيچارگي خواهد شد.
25. سخاوتمندترين و با گذشتترين مردم
إنّ أجْوَدَ النّاس من أعطي مَن لايرجوهُ، وإنّ أعفي النّاس من عفي عن قدرةٍ، وَإنّ اَوصل النّاس من وصل من قطعه (الشهاده، ص 39).
همانا سخاوتمندترين مردم كسي است كه كمك نمايد به كسي كه اميدي به وي نداشته، و بخشندهترين افراد كسي خواهد بود كه از روي توان و قدرت گذشت نمايد، و بهترين كسي كه صله انجام دهد آن فردي است كه با كساني رفت و آمد ميكند كه با او قطع رابطه كردهاند .
26. همنشيني با افراد پست و معصيتكار
مُجالسةُ أهلِ الدِّنائَةِ شر، و مجالسة اهل الفسق ريبة (الشهاده، صفحه 43).
همنشيني با افراد پست و رذل موجب شر خواهد شد، و همنشيني با معصيتكاران موجب شكّ و ترديد در درون انسان ميگردد .
27. ياد مرگ و حضور در قيامت
يابن آدم اذكر مصرعك و مضجعك بين يدي الله تشهد جوارحك عليك يوم تزلّ فيه الاقدام(الشهاده، ص 59).
اي فرزند آدم بياد آور لحظات مرگ و جان دادن را، و سپس استراحت گاه خود را در قبر، و اينكه در پيشگاه خداوند قرار ميگيري و اعضاء و جوارحت بر عليه تو شهادت ميدهند در آن روزي كه قدمها و پاها ميلرزد و سست ميشود.
28. ياد فناي گذشتگان
يابن آدم اذكر مصارع ابائك وأبنائك كيف كانوا وحيث حلّوا و كأنّك عَن قليلٍ حللت محلّهم (الشهاده، ص 60).
اي فرزند آدم متذكر شو كه پدران و فرزندانتان چگونه با مرگ گلاويز شدند و چه شدند، و كجا رفتند، و بزودي تو هم به ايشان خواهي پيوست (پس خود را آماده ساز).
29. علي(ع) شهر هدايت
سَمعتُ رسول الله(ص) يقول إنّ علياً هو مدينة هدي، فمن دخلها نجي، و من تخلف عنها هلك (الشهاده، ص 72).
شنيدم از رسول خدا(ص) كه فرمود: همانا علي(ع) شهر هدايت است، كه هر كس داخل آن گردد (و ولايت او را معتقد باشد) نجات يافته و هر كس از آن تخلف نمايد به هلاكت خواهد رسيد .
30 . دنيا و اهل دنيا
إنّ الله خلق الدّنيا للبلاء، وخلق أهلها للفناء (الشهاده، ص 196).
همانا خداوند دنيا را محل آزمايش آفريده، و موجودات دنيا را براي فاني شدن و رفتن به عالم ديگري.
31. رضايت خدا در رضايت اهل بيت(ع)
رضي الله رضانا أهل البيت (الشهاده، ص 229)
رضايت و خشنودي خداوند در رضايت ما اهل بيت رسول الله(ص) خواهد بود .
32. آثار اطاعت از پيامبر(ص) و علي(ع)
مَن عرف حقّ أبويه الافضلين محمدٍ و عليٍّ وَاَطاعهُما، قيل له تبحّج في أيّ الجنان شئت (الشهاده، ص 293).
هر كس حق والدينش محمد(ص) و علي(ع) را كه با فضيلتترين انسانها هستند بشناسد و اطاعت شايسته كند در قيامت به او گفته ميشود هر كجاي بهشت را ميخواهي انتخاب كن.
33. اكمال عقل
لا يكمل العقل إلاّ باتّباع الحقّ (الشهاده، ص 356).
عقل (و شعور و بينش) انسان تكميل نميگردد مگر با متابعت حقّ .
34. موجب رضايت و سخط خداوند
من طلب رضي الله بسخط النّاس كفاه الله اُمور النّاس، و من طلب رضي النّاس بسخط الله وكله الله إلي النّاس (الشهاده، ص 260).
كسي كه رضايت خدا را ميطلبد گرچه مردم از او رنجيده شوند خداوند او را كفايت خواهد كرد، و هر كس رضايت مردم را بخواهد گرچه به غضب خدا باشد خدا هم او را به مردم رها ميكند
35. اصلاح امت, نه قدرت طلبى
اللهم
انك تعلم ما كان منا تنافسا فى سلطان و لا التماسا مـن فضول الحطام و لكـن
لنرد المعالم من دينك و نظهر الاصلاح فى بلادك و يـامن المظلومون مـن عبادك
و يعمل بفرائضك و سننك و احكامك. (تحف العقول, ص 243).
در باره فلسفه قيامش فرمود:
بار
خدايا تـو مى دانى كه آنچه از ما اظهار شده براى رقابت در قدرت و دستيابـى
به كالاى دنيا نيست, بلكه هـدف ما ايـن است كه نشـانه هاى دينت را به جـاى
خـود برگردانيم و بلادت را اصلاح نماييـم تا ستمـديگان از بندگانت امنيت
يابنـد و به واجبـات و سنتها و دستـورهـاى دينت عمل شــود.
36. بهداشت جسم و خود سازى
اوصيكم
بتقوى الله و احذركم ايامه... فبادروا بصحه الاجسام فى مده الاعمار...
فاياك ان تكـون ممن يخاف على العباد من ذنوبهم... . (تحف العقول, ص 243).
اى
مردم! شما را به تقواى الهى سفارش مى كنم و از(گناه كردن)درايامش بر حذر
مـى دارم... در مـدت عمر به سلامت و تنـدرستـى جسـم پيشـى گيريد... و از
كسانـى مباشيـد كه بـر گناه بندگان بيـم دارنـد و خـود از عقـوبت گناه
خـويـش آسـوده خاطراند.
37. تباهى دنيا
ان هذه
الـدنيا قد تغيرت و تنكرت و ادبـر معروفها, فلـم يبق منهاالا صبابه كصبابه
الاناء و خسيـس عيـش كالمرعى الـوبيل , الا ترون ان الحق لا يعمل به و ان
الباطل لايتناهى عنه , ليرغب المومـن فى لقاء الله محقا, فانى لا ارى
المـوت الا سعاده و لاالحياه مع الظالمين الا برما, ان الناس عبيد الدنيا و
الدين لعق علـى السنتهم يحـوطـونه مـادرت معائشهم فـاذا محصـوا بـالبلاء
قل الـديـانــون . (تحف العقول , ص 249ـ 250).
امـام حسيـن (ع) در هنگـام سفـر به كـربلا فـرمـود:
راستى
ايـن دنيا ديگر گـونه و ناشناس شده و معروفـش پشت كرده, و از آن جز نمى كه
بركاسه نشيند و زندگـى اى پست, همچـون چراگاه تباه, چيزى باقـى نمانده
است. آيا نمى بينيد كه به حق عمل نمى شود و از باطل نهى نمى گردد؟ در چنين
وضعى مومـن به لقاى خدا سزاوار است.
و مـن مرگ را جز سعادت, و زندگـى
باظالمان را جز هلاكت نمى بينـم. به راستـى كه مردم بنده دنيا هستنـد و
ديـن بر سر زبان آنهاست و مادام كه بـراى معيشت آنها بـاشـد پيـرامـون آن
انـد, و وقتـى به بلا آزمـوده شـونـد دينـداران انـدك انـد.
38. نعمت ناخوش انجام
الاستـدراج مـن الله سبحـانه لعبـده ان يسبغ عليه النعم و يسلبه الشكر (تحف العقول, ص 250)
غافلگير كردن بنده از جانب خداوند به اين شكل است كه به او نعمت فروان دهد و توفيق شكرگزارى را از او بگيرد.
39. عبادت تـاجـران , عابـدان و آزادگان
ان قوما
عبدوا الله رغبه فتلك عباده التجار و ان قوما عبدوا الله رهبه فتلك عباده
العبيد,وان قوما عبدوا الله شكرا فتلك عباده الاحرار وهى افضل العباده (تحف
العقول, ص 250).
گـروهـى خـدا را از روى ميل و رغبت(به بهشت) عبادت مى
كنند كه ايـن عبادت تاجـران است, و گروهـى خـدا را از روى تـرس (ازدوزخ)
مـى پـرستنـد و ايـن عبادت بندگان است و گروهى خدا را از روى شكر(و شايستگى
پرستـش) عبادت مـى كنند وايـن عبـادت آزادگـان است كه بهتـريـن عبـادت
است.
40. پرهيز از ستمكارى
ايـاك و الظلـم من لايجـد عليك نـاصــرا الا الله عزوجل. (تحف العقول,ص 251.)
بـرحذر بـاشيـد از ستـم كـردن به كسـى كه يـاورى جز خـداوند عزوجل ندارد.
41. روى آوردن به دينـدارى , جـوانمـرد و اصيل
لاتـرفع حــاجتك الا الـى احـد ثلاثه: الـى ذى ديـن, او مــروه او حسب (تحف العقول, ص 251).
جز به يكى از سه نفر حاجت مبر: به ديندار, يا صاحب مروت, يا كسى كه اصالت خانوادگى داشته باشد.
42. نشانه هاى مقبول و نامقبول انسانها
مـن دلائل علامات القبـول: الجلـوس الى اهل العقول. و مـن علامات اسباب الجهل الممـاراه لغيـر اهل الكفـر. و من دلائل العالم انتقاده لحديثه و علمه بحقـائق فنـون النظر. (تحف العقول, ص 252.)
از دلائل نشــانه هـاى قبـول, همنشينـى بـا خـردمنــدان اسـت. و از نشانـه هاى مـوجبات نادانـى , مجادله با مسلمانان. و از نشانه هاى دانا ايـن است كـه سخـن خـود را نقـادى مـى كنـد وبه حقـايق فنـون نظر دانـاست.
43. نشانه هاى مومن
ان المومن اتخذ الله عصمته و قوله مرآته , فمره ينظر فى نعت المومنين وتاره ينظر فى وصف المتجبريـن , فهو منه فى لطائف و من نفسه فى تعارف و من فطنته فى يقين و من قدسه على تمكين (تحف العقول, ص 253).
به راستى كه مومن خدا را نگهدار خود گرفته و گفتارش را آيينه خود,يك بار در وصف مـومنان مـى نگرد و بار ديگر در وصف زورگـويان, او از ايـن جهت نكته سنج و دقيق است و اندازه و قدر خود را مى شناسد واز هوش خود به مقام يقيـن مى رسد وبه پاكى خود استوار است.
44. نتيجه پيروى از گناهكار
مـن حـاول امـرا بمعصيه الله كـان افـوت لمـا يـرجـو و اسرع لما يحذر. (تحف العقول,ص 253).
كسى كه با نافرمانى خدا گرد كسى گردد,آنچه را اميد دارد از دست رفتنى تر است و از آنچه برحذر است زودتر دچارش گردد.
45. احترام به ذريه زهرا(س)
و الله
لا اعطـى الـدنيه مـن نفسى ابدا و لتلقين فاطمه اباها شاكيه ما لقيت ذريتها
امته و لا يـدخل الجنه احـد اذاهـا فـى ذريتها. (لهوف سيد بن طاوس, ص 23).
به
خدا قسـم من هرگز زير بار پستى و ذلت نخواهم رفت و در روز قيامت, فاطمه
زهرا پـدرش را ملاقات خـواهـد كرد, در حالـى كه از آزارى كه فـرزنـدانـش
ازامت پيامبر(ص) ديده اند به پدر خويـش شكايت خواهد برد و كسى كه ذريه
فاطمه را آزار دهد داخل بهشت نخواهد شد.
46. فلسفه قيام
انـى لم
اخرج و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما و انما خرجت لطلب الاصلاح فى امة
جـدى (ص) اريـد ان آمـر بـالمعروف و انهى عن المنكـر و اسيـر بسيـره جــدى و
ابى على بن ابيطالب. (مقتل خوارزمى, ج 1,ص 188).
مـن از روى خود خواهى و
خـوشگذارانى و يا براى فساد و ستمگرى قيام نكردم , بلكه قيام مـن بريا
اصلاح در امت جدم مى باشد, مـى خـواهـم امربه معروف و نهى از منكر كنـم و
به سيـره و روش جـدم وپـدرم علـى بـن ابيطـالب عمل كنــم.
47. اهل بيت شـايسته حكـومت
انـا احق بذلك احق المستحق علينـا ممـن تـولاه. (تاريخ طبرى, ج 7,ص 240).
ما اهل بيت به حكـومت وزمامـدارى ـ نسبت به كسانـى كه آن را تصـرف كرده اندـ سزاوارتريم.
48. امام كيست ؟
فلعمـرى ما الامام الا العامل بالكتاب والاخذ بالقسط و الدائن بالحق و الحابس نفسه على ذات الله. (كامل ابن اثيرج 3, ص 267).
به
جان خـودم سـوگند, امام و پيشـوا نيست, مگر كسـى كه به قرآن عمل كند و راه
قسط و عدل را در پيـش گيـرد و تابع حق بـاشـد و خـود را در راه رضاى خـدا
وقف سازد.
49. اهل بيت شايستگان حكومت
ايها
الناس فانكـم ان تتقـوا الله و تعرفـوا الحق لاهله يكن ارضى لله و نحن اهل
بيت محمـد (ص) اولـى بـولايه هذا الامـر مـن هـولاء المـدعيـن ما ليـس لهم و
السائرين بالجور والعدوان. (تاريخ طبرى, ج 7, ص 267و 298).
اى مردم !
اگر شما از خدا بترسيد و حق را براى اهلش بشناسيد, اين كار بهتر مـوجب
خشنـودى خداوند خـواهد بـود و ما اهل بيت پيامبر, به ولايت و رهبرى , از
ايـن مـدعيـان نـالايق و عاملان جـور و تجـاوز , شـايسته تـريـم.
50. قيام در مقابل ظالم
ايها
الناس ان رسول الله (ص) قـال : من راى سلطانا جائـرا مستحلا لحرم الله
ناكثا لعهد الله مخالفا لسنه رسول الله يعمل فـى عباد الله بـالاثـم و
العدوان فلـم يغيـر عليه بفعل و لا قـول كـان حقـا علـى الله ان يـدخله
مدخله. (تاريخ طبري, ج 4, ص 304).
هان اى مردم ! پيامبر خدا فرموده
است: كسى كه زمامـدارى ستمگر را بينـد كه حرام خدا را حلال مى سازد و عهدش
را مى شكند وبا سنت پيامبر(ص) مخالفت مـى ورزد و در ميان بندگان خدا بر
اساس گناه و تجاوز عمل مى كند, ولـى در مقابل او با عمل يا گفتار , اظهار
مخالفت ننمايـد, بـر خـداونـد است كه او را با همان ظالم در جهنم اندازد.
51. خشنودى خالق, ملاك رستگارى
لاافلح قـوم اشتـروا مـرضـات المخلـوق بسخط الخـالق. (تاريخ طبري,ج 1,ص 239).
رستگـار مبـاد مـردمـى كه خشنـودى مخلـوق را در مقـابل غضب خـالق خريدنـد.
52. بهترين ياران
انى
لااعلم اصحابا اولى و لاخيرا من اصحابى و لا اهل بيت ابر و لا اوصل من اهل
بيتى فجزاكم الله جميعا خيرا. (تاريخ طبرى, ج 7,ص 322).
در شب عاشورا فرمود:
من اصحاب و يارانى بهتراز ياران خود نديده ام و اهل بيت و خاندانـى بهتر و با وفاتـر از اهل بيت خـود سراغ ندارم, خـداونـدبه همه شما جزاى خير دهاد.
53. آزمودگان استوار امام(ع)
و الله لقد بلوتهم فما وجدت فيهم الا الاقعس يستانسـون بالمنيه دونـى استيناس الطفل الى محالب امه. (مقتل مقرم , ص 262).
درباره
اصحاب خود فرمود: به خدا قسـم آنان را آزمودم , دلاور و استوارشان ديدم,
به كشته شدن در ركاب من چنـان مشتـاق انـد كه طفل شيـرخـوار به پستـان
مـادرش.!
54. بهترين سخن تسلى بخش
ان اهل
الارض يموتون و اهل السماء لايبقون و ان كل شىء هالك الا وجه الله الذى خلق
الارض بقـدرته و يبعث الخلق فيعودون و هـود فـرد وحــده. (مقتل خوارزمى, ج
1, ص 327).
در مقام تسلى به خواهر بزرگوارش فرمود:
اهل زميـن مى
ميرند واهل آسمان باقـى نمـى مانند و همه چيز رو به فناست, جز ذات
پروردگارى كه زميـن را به قدرتـش آفريده, و خلق را برانگيزاند وهمه به سوى
او باز مى گردند, و او تنها يگانه است.
55. شكيبايى, پل پيروزى
صبرا يا بنى الكرام فما الموت الا قنطره تعبر بكـم عن البـوس و الضراء الـى الجنان الواسعه والنعم الدائمه. (بلاغه الحسين,ص 190).
به اصحـاب رزمنـده خـود در روز عاشـورا فـرمـود:
اى
بزرگ زادگان صبر و شكيبايى ورزيد كه مرگ چيزى جز يك پل نيست كه شما را از
سختـى و رنج عبـور داده و به بهشت پهنـاور و نعمتهاى هميشگـى آن مـى
رسـانــد.
56. فرجام دنيا
عباد
الله اتقوا الله و كونوا من الدنيا على حذر فان الدنيا لو بقيت على احد او
بقـى عليها لكانت الانبياء احق بالبقاء و اولـى بالرضا و ارضـى بالقضاء غير
ان الله خلق الـدنيا للفناء فجـديـدها بال و نعيمها مضمحل و سـرورهـا
مكفهر و المنزل تلعه و الدار قلعه.فتزودوا فان خير الزاد التقوى و اتقـوا
الله لعلكـم تفلحـون. (مقتل خوارزمى , ج 1, ص 253).
بنـدگان خدا! از
خـدا بترسيد و از دنيا بر حذر باشيـد كه اگربنا بـود همه دنيا به يك نفر
داده شـود و يا يك فـرد بـراى هميشه در دنيا بمانـد, پيامبران براى بقا
سزوارتر بـودند و جلب خشنـودى آنان بهتر و چنيـن حكمـى خـوش آيندتـر بـود,
ولـى هـرگز ! زيـرا خـداوند دنيا را بـراى فانـى شــدن خلـق نمــوده كه
تازه هايش كهنه و نعمتهايـش زايل خواهد شد و سرور و شادىاش به غم و اندوه
مبدل خواهـد گرديـد, منزلـى پست و خانه اى مـوقت است, پـس بـراى آخـرت خـود
تـوشه اى برگيريد. و بهتريـن تـوشه آخرت تقـواست, از خدا بترسيد, باشد كه
رستگار شويد.
57. مقاومت مردانه
لا و الله لااعطيهم بيـدى اعطـاء الذليل و لاافـر منهم فـرار العبيد (انساب الاشراف, ج3، ص 188).
نه به خـدا سـوگنـد, نه دست ذلت در دست آنان مـى گذارم و نه ماننـد بـردگان از صحنه جنگ در برابرشان فرار مى كنم.
58. آثار غذاى حرام
ويلكم ما
عليكم ان تنصـوا الى فتسمعوا قولى و انما ادعوكم الى سبيل الرشاد فمن
اطاعنى كان من المرشدين و من عصانى كان مـن المهلكين و كلكم عاص لامرى غير
مستمع لقـولـى قـد انخزلت عطيـاتكـم مـن الحـرام و ملئت بطـونكـم مـن
الحـرام فطبع الله على قلوبكم. (سخنان حسيـن بـن علـى از مدينه تا كربلا, ص
232).
در روز عاشورا خطاب به سپاه ظلم فرمود :
واى بر شما چرا
ساكت نمى شـويد, تا گفتارم را بشنويد؟ همانا مـن شما را به راه هدايت و
رستگارى فرا مى خوانـم, هر كس از مـن پيروى كند سعادتمند است و هر كـس
نافرمانى ام كند از هلاك شدگان است, شما همگى نافرمانى ام مى كنيد و به
سخنـم گوش نمى دهيد, آرى در اثر هداياى حرامى كه به شما رسيده و در اثر
غذاهاى حرامـى كه شكمهايتان از آنها انباشته شده, خـداوند اين چنيـن بر
دلهاى شما مهر زده است.
59. هيهات كه زير بار ذلت روم
الا ان
الدعى بن الدعى قد ركز بين اثنتين بين السله والذله و هيهات منا الذله يابى
الله لنا ذلك و رسـوله و المـومنون و حجـور طابت و طهرت و اءنـوف حميه و
نفـوس آبيه مـن ان نـوثـر طـاعه اللئام علـى مصـارع الكـرام. (سخنان حسين
بن علي از مدينه تا کربلا, ص 236).
آگاه باشيـد كه فرومايه, فرزند
فرومايه , مرا در بين دو راهـى شمشير و ذلت قـرار داده است و هيهات كه ما
زير بار ذلت بـرويـم , زيـرا خـدا و پيامبـرش و مـومنان از ايـن كه ما ذلت
را بپذيـريـم دريغ دارنـد, دامنهاى پـاك مـادران و مغزهاى با غيرت و نفوس
با شرافت پدران , روا نمى دارند كه اطاعت افراد لئيـم و پست را بـر قتلگـاه
كـريمـان و نيك منشـان مقـدم بـداريـم.
60. خشـم الهى بـر يهود, مجـوس و دشمـن اهل بيت (ع)
اشتـد
غـضـب الله علـى اليهود اذجعلـوا له ولدا و اشتد غضبه على النصارى اذ جعلوه
ثالث ثلاثه و اشتد غضبه على المجـوس اذ عبدوا الشمـس والقمر دونه و اشتد
غضبه علـى قـوم اتفقت كلمتهم علـى قتل ابـن بنت نبيهم . (لهوف, ص 44).
خشم
خداوند بر يهود آن گاه شدت گرفت كه براى او فرزندى قرار دادند, و خشمش
برنصارى وقتـى شدت يافت كه براى او قائل به خـدايان سه گانه شدند, و غضبـش
بر مجـوس آن گاه سخت شـد كه به جاى او آفتاب و ماه را پرستيدند, و خشمـش بر
قـوم ديگرى آنگاه شـدت يافت كه بر كشتـن پسـر دختـر پيامبـرشان هماهنگ
گـرديـدنـد.
61. آزاد مرد باشيد
يـا شيعه آل ابـى سفيان ان لم يكـن لكم دين و كنتم لا تخافون المعاد فكونوا احرارا فى دنياكم و ارجعوا الـى احسـابكـم ان كنتـم عربـا كمـا تزعمــون. (مقتل خوارزمى, ج 2, ص 33).
اى پيروان خاندان ابوسفيان اگر دين نداريد و از روز قيامت نمى ترسيد لااقل در زندگـى دنياتان آزاد مرد باشيد, و اگـر خود را عرب مـى پنداريد به نياكان خـود بينديشيد.
62. پيشى گيرنده در آشتى
ايما اثنين جرى بينهما كلام فطلب احدهما رضـى الاخر كان سابقه الى الجنه. (محجة البيصاء ج 4,ص 228).
هر يك از دو نفـرى كه ميان آنها نزاعى واقع شـود و يكـى از آن دو رضايت ديگرى را بجـويـد , سبقت گيـرنـده ,اهل بهشت خـواهـد بــود.
63. ثواب سلام
للسلام سبعون حسنه تسع و ستـون للمبتـدء و واحـده للـراد. (تحف العقول , ص 253).
سلام كردن هفتاد حسنه دارد, شخت ونه حسنه از آن سلام كننـده و يكـى از آن جـواب دهنده است.
64 رضاى خدا نه هواى مردم
من طلب
رضاءالله بسخط الناس كفاه الله امور الناس و مـن طلب رضا الناس بسخط الله و
كله الله الى الناس. (مشكات الانوار طبرسى, ص 86).
هركـس رضاى خدا را
به غضب مردم بجويد, خدا او را از كارهاى مردم كفايت مى كند, و هـر كـس
خشنـودى مردم را به غضب خدا بجـويـد, خـدا او را به مـردم واگذارد.
65 ويژگيهاى حضرت مهدى(عج)
تعـرفون المـهدى بـالسكينه والـوقار و بمـعرفه الحلال و بحاجه الناس اليه و لايحتاج الى احد. (يوم الخلاص, ص 52).
درباره حضرت مهدى (عج) فرموده:
شما
مردم, آن حضرت را به داشتـن آرامش و متانت و به شناخت حلال و حرام و به رو
آوردن مـردم به او و بـى نيـازى او ازمـردم مـى شنـاسيـد.
66. روياى دنيا
و اعلمـوا ان الـدنيـا حلـوهـا ومـرهـا حلـم و الانتبـاه فـى الاخره. (نهج الشهاده, ص 169).
بدانيد كه دنيا شيرينى و تلخى اش رويايى بيش نيست, و آگاهى و بيدارى واقعـى در آخرت است.
67. پرهيز از كلام پست و سبك
لاتقـولـوا بـالسنتكـم مـا ينقص عن قـدركــم . (جلاء العيون ج 2, ص 205).
چيزى به زبـانتـان نيـاوريـد كه از ارزش شمـا بكـاهــد.
68. جاودانگى در مرگ با عزت
ليس الموت فى سبيل العز الا حياه خالده و ليست الحياه مع الذل الا الموت الذى لا حياه معه. (ادب الحسين و حماسته, ص 159).
مـرگ در راه عزت جز زنـدگى جاويد, و زنـدگـى بـا ذلت جز مـرگ بـى حيات نيست.
69. حرمت حيله و نيرنگ
و الخدع عندنا اهل البيت محرم. (نـاسخ التـواريخ, زنـدگـانـى امـام حسيـن, ج 2,ص 158).
حيله و نيرنگ نزد مااهل بيت حرام است.
70. مرگ, پديده گريبانگير
خط الموت على ولـد آدم مخط القلاده على جيـد الفتاه و ما اولهنـى الى اسلافى اشتياق يعقوب الى يوسف. (لهوف , ص 26).
قبل از حـركت از مكه به سـوى عراق در ميـان جمعى از بنى هـاشـم فـرمود: مرگ گردنگير فرزندان آدم است; همچون گردن بند بر گردن دختر جوان, و مـن مشتاق ديـدن گذشتگـانـم هستـم مـاننـد اشتيـاقـى كه يعقـوب به ديـدن يـوسف داشت.